معمای قرآنی

معما های قرآنی

ادامه نوشته

اين خداى من است

اينكه ابراهيم(عليه السلام) به خورشيد و ماه و ستاره اشاره مى كند

 و مى گويد اين خداى من است چه توجيهى دارد؟

اين اشكال ممكن است در هنگام مطالعه آيات 76ـ79 سوره «انعام» به وجود آمده باشد. در تفسير اين آيات و اين كه چگونه ابراهيمِ(عليه السلام) موحّد و يكتاپرست به ستاره آسمان اشاره كرده، مى گويد: «اين خداى من است»، مفسران گفتگو بسيار كرده اند و از ميان همه تفاسير، دو تفسير قابل ملاحظه تر است كه هر كدام از آن را بعضى از مفسران بزرگ اختيار كرده و در منابع حديث نيز شواهدى بر آن وجود دارد:

نخست اين كه: ابراهيم(عليه السلام) شخصاً مى خواست درباره خداشناسى بينديشد و معبودى را كه با فطرت پاك خويش، در اعماق جانش مى يافت پيدا كند، او خدا را با نور فطرت و دليل اجمالى عقل شناخته بود، و تمام تعبيراتش نشان مى دهد كه در وجود او هيچ گونه ترديدى نداشت.

اما در جستجوى مصداق حقيقىِ او بود، بلكه مصداق حقيقىِ او را نيز مى دانست، اما مى خواست از طريق استدلالات روشن تر عقلى به مرحله «حق اليقين» برسد و اين جريان قبل از دوران نبوت و احتمالاً در آغاز بلوغ يا قبل از بلوغ بود.

در پاره اى از روايات و تواريخ، مى خوانيم: اين نخستين بار بود كه ابراهيم(عليه السلام) چشمش به ستارگان آسمان افتاد، و صفحه نيلگون آسمان شب با چراغ هاى فروزنده و پر فروغش را مى ديد; زيرا مادرش او را از همان دوران طفوليت به خاطر ترس از دستگاه «نمرود» جبار، در درون غارى پرورش مى داد.

اما اين بسيار بعيد به نظر مى رسد كه انسانى سال ها درون غارى زندگى كند و حتى در يك شب تاريك نيز يك گام از آن بيرون نگذارد.

شايد تقويت اين احتمال در نظر بعضى به خاطر جمله «رَأى كَوكَباً» باشد كه مفهومش اين است: تا آن زمان ستاره اى را نديده بود.

ولى اين تعبير به هيچ وجه چنين مفهومى را در بر ندارد، بلكه منظور اين است:

اگر چه تا آن زمان ستاره و ماه و خورشيد را بسيار ديده بود ولى به عنوان يك محقق توحيد اين نخستين بار بود كه به آنها نظر مى دوخت و در ارتباط افول و غروب آنها، با نفى مقام خدائى از آنها انديشه مى كرد.

در حقيقت ابراهيم(عليه السلام) بارها آنها را ديده بود اما نه با اين چشم!

بنابراين، هنگامى كه ابراهيم(عليه السلام) مى گويد: هذا رَبِّى: «اين خداى من است» به عنوان يك خبر قطعى نيست، بلكه به عنوان يك فرض و احتمال، براى تفكر و انديشيدن است، درست مثل اين كه: ما مى خواهيم در علت حادثه اى پى جوئى كنيم تمام احتمالات و فرض ها را يك به يك مورد مطالعه قرار مى دهيم و لوازم هر يك را بررسى مى كنيم تا علت حقيقى را بيابيم، چنين چيزى نه كفر است و نه حتى دلالت بر نفى ايمان مى كند، بلكه راهى است براى تحقيق بيشتر و شناسائى بهتر و رسيدن به مراحل بالاتر ايمان.همان طور كه در جريان «معاد» نيز ابراهيم(عليه السلام) براى رسيدن به مرحله شهود و اطمينان ناشى از آن، در صدد تحقيق بيشتر برآمد.

در تفسير «عياشى» از «محمّد بن مسلم» از امام باقر يا امام صادق(عليهما السلام) چنين نقل شده است: إِنَّما كانَ اِبْراهِيْمُ طالِباًلِرَبِّهِ وَ لَمْ يَبْلُغْ كُفْراً وَ إِنَّهُ مَنْ فَكَّرَ مِنَ النّاسِ فِي مِثْلِ ذلِكَ فَإِنَّهُ بِمَنْزِلَتِهِ:

«ابراهيم اين سخن را به عنوان تحقيق گفت و هرگز سخن او كفر نبود، و هر كس از مردم به عنوان تفكر و تحقيق اين سخن را بگويد همانند ابراهيم خواهد بود».

در اين زمينه دو روايت ديگر نيز در تفسير «نور الثقلين» نقل شده است.

تفسير دوم اين است كه:

ابراهيم(عليه السلام) اين سخن را به هنگام گفتگو با ستاره پرستان و خورشيدپرستان بيان كرد، و احتمالاً بعد از مبارزات سرسختانه او در بابل با بت پرستان و خروج او از آن سرزمين به سوى «شام» بود كه با اين اقوام برخورد كرد.

ابراهيم(عليه السلام) كه لجاجت اقوام نادان را در راه و رسم غلط خود در «بابِل» آزموده بود، براى اين كه: نظر عبادت كنندگان خورشيد و ماه و ستارگان را به سوى خود جلب كند.نخست با آنها هم صدا شد و به ستاره پرستان گفت: شما مى گوئيد اين ستاره زهره پروردگار من است؟ بسيار خوب، يعنى باشد كه سرانجام اين عقيده را براى شما بازگو كنم، چيزى نگذشت كه چهره پرفروغ ستاره در پشت پرده تاريك افق، پنهان گشت، اينجا بود كه حربه محكم به دست ابراهيم(عليه السلام) افتاده، گفت: «من هرگز چنين معبودى را نمى توانم بپذيرم».

بنابراين، جمله «هذا رَبِّى»، مفهومش اين است: «به اعتقاد شما اين خداى من است».و يا اين كه: آن را به عنوان استفهام گفت: «آيا اين خداى من است»؟

در اين زمينه نيز حديثى در تفسير «نورالثقلين» و ساير تفاسير از «عيون اخبار الرضا(عليه السلام)» نقل شده است.(تفسیر نمونه  جلد 5، صفحه 386)

مسلمان شدن مسیحی

💢☀️آیه ای از قرآن  که زمینه ساز مسلمان شدن مبلغ مسیحی شد

⭕️دکتر گری میلر  (Gary miller) آیه 82 از سوره نساء  را آیه‌ای عظیم و شگفت‌انگیز می‌داند. او کانادایی تبار و از مبلغان فعال مسیحی بود که در سال 1977 به دین اسلام روی آورد.

📝وی در مورد چگونگی اسلام آوردنش در کتابش می آورد:
 روزي شروع به خواندن قرآن كردم تا بتوانم اشتباه و خطايي در آن پيدا كنم و با اين كار عظمت و مقام مسيحيت را در ديد مسلمانان بالا ببرم. فكر مي‌كردم قرآني كه 14 قرن پيش در صحرا نازل ‌شده است بايد قديمي و پر از اشتباه باشد. اما متوجه شدم در قرآن اشتباهي وجود ندارد. حتي قرآن به مسائل و امور زيادي پرداخته كه در كتاب‌هاي آسماني ديگر اثري از آن‌ها ديده نمي‌شود. اين كتاب كنجكاوي و تعجب مرا برانگيخت تا آن را كامل مطالعه كنم.

هنگام خواندن قرآن به آيه‌ی عظيم و شگفت‌انگيز 82 از #سوره_نساء  رسيدم كه مي‌فرمايد:
💠«آيا در معاني قرآن نمي‌انديشند؟ (تا بر آنان ثابت شود كه وحي خداست) که اگر از جانب غير خدا بود، در آن اختلاف بسيار مي‌يافتند»

🔸يكي از اصول علمي شناخته ‌شده در عصر حاضر، شناسايي و بررسي آرا و نظريات متفاوت است تا بتوان درستي آن‌ها را اثبات یا رد كرد. قرآن کریم، مسلمانان و غیرمسلمانان را به تدبر و تفكر در آياتش دعوت مي‌كند تا در آن انديشه كنند و بعد از تعمق دريابند كه هيچ اشتباه و خطايي در قرآن جاي ندارد.

📌💢هيچ نويسنده‌اي در جهان وجود ندارد كه كتابي بنويسد و با اطمینان از همگان بخواهد اشتباه آن را بازگو كنند. اما قرآن مردم را به تأمل و انديشه در آياتش دعوت مي‌كند. 📌💢         
................................................................                   
📚منابع:
 قرآن کتابی شگفت‌انگیز تألیف دکتر گری میلر ترجمه صلاح‌الدین توحیدی،  
کتاب قرآن، علم، اعجاز تالیف رضاافضلی ص 18    
گزیده‌ای از مصاحبه گری میلر با  سایت عربیات و انعکاس آن در سایت مجمع اتحاد دانشجویان جهان اسلام     

خاطره رهبر

💢خاطره رهبر معظم انقلاب(حفظ الله) از کشاورز بي سوادي که در يک لحظه حافظ کل قرآن کريم شد!!!

💠مرحوم کربلایی‌کاظم را من در حرم حضرت علی بن موسی‌الرضا (ع) دیده بودم، در کنار مناره مسجد گوهرشاد نشسته بود. قرآنش هم‌ دستش بود، هرکس هر آیه‌ای را می‌پرسید با اینکه اصلاً سواد نداشت قرآنش را باز می‌کرد و با دستش آن آیه را نشان می‌داد.
 این را من خودم دیدم و امتحان کردم این سماعی نبود.
 مرحوم کربلایی‌کاظم همان کسی است که بی‌سواد و در جوانی بر اثر یک توسل به امام‌زادگانی که در ساروق است حافظ قرآن شد، بنده هم رفتم آن امام‌زادگان را زیارت کردم، آن شبستانی که ایشان شب در آنجا بیتوته کردند و در همان ‌جا هم مشرف ‌به حمل قرآن شدند را بنده رفته و دیده‌ام. آیت‌الله بروجردی ایشان را امتحان و تأیید کرده بودند.

⭕️منبع:
🔸دیدار با فرزند کربلایی کاظم در تاریخ 85/03/01
📙کتاب قرآن، علم، اعجاز، رضاافضلي، ص 140

اسم هامان درقرآن

💢💢سندی دیگر بر حقانیت قرآن  بعد از کشف سنگ« رزتا» در سال 1799

🔴راز خط تصویری مصر، در سال 1799 با کشف لوح « رزتا»  که مربوط به  سال 196 قبل از میلاد بود، حل شد. سپس دانشمندی فرانسوی به نام «ژان فرانکو چمپولین»  ترجمه این کتیبه را تکمیل کرد. به‌ این ‌ترتیب، زبانی فراموش ‌شده و وقایعی که به ‌وسیله آن بیان ‌شده بود، به اطلاع همگان رسید. این‌گونه بود که دانش عظیمی راجع به تمدن، مذهب و زندگی اجتماعی مصر قدیم در دسترس بشر قرار گرفت.

 
🔸متن موجود در فرهنگ سه‌ جلدی «هرمن رنك»  در تصوير زير آمده است. اين متن به نام‌ هامان اشاره دارد و نويسنده آن را از كتاب والتر رسينسكي  برداشت كرده است.

🔸رسينسكي اظهار مي‌دارد : نام‌هامان بر ستون سنگي يك «در» حك شده، كه اكنون در موزه یاد شده در اتريش نگهداري مي‌شود.

🔸توضيحات فني تصوير فوق که نشانگر آن است که هامان فرمانده کارگران بوده در تصویر زیر آمده است شرح کامل ماجرا  به همراه تصاویر در کتاب قرآن، علم، اعجاز تالیف رضاافضلی آمده است.

  🔸نام «هامان» تا هنگام رمز‌گشایی خطوط تصویری مصری در قرن نوزدهم ناشناخته بود. با رمز‌گشایی خطوط تصویری، آشکار شد که‌ هامان یاریگر نزدیک فرعون و رئیس معادن سنگ بود.

💢نکته بسیار مهم در اینجا آن است که ‌هامان در قرآن به‌ عنوان شخصی که کارهای ساختمانی را تحت فرمان فرعون اداره می‌کرد، ذکر شده است. و این بدان معناست که قرآن کریم زمانی از داستان ‌هامان و شخصیت او سخن گفت که احدی از او اطلاع درستی نداشت و زبان تصویری هم رمزگشایی نشده بود.

💠سوره قصص آیه 38
 «فرعون گفت: ای بزرگان! من خدایی غیر‌خودم برای شما نمی‌شناسم (و به وزیرش گفت:) ای‌هامان! برای من آتش بر گل برافروز (آجر بپز) و برایم قصری بلندپایه بنا کن تا از خدای موسی مطلع شوم؛ هر چند او را از دروغ‌گویان می‌پندارم».

📙منبع:
کتاب قرآن، علم، اعجاز تالیف رضاافضلی ص 119

زنبوردرقرآن

💢اعجازی شگفت انگیز در سوره نحل

 

🔆و أَوْحى رَبُّکَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبالِ بُیُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمّا یَعْرِشُونَ ثُمَّ کُلِی مِنْ کُلِّ الثَّمَراتِ فَاسْلُکِی سُبُلَ رَبِّکِ ذُلُلاً.....(68-69)   

 

ترجمه:💠و پروردگار تو به زنبور عسل «وحى» و (الهام غریزى) نمود که: «از کوهها و درختان و داربستهائى که مردم مى سازند، خانه هائى برگزین!. سپس از تمام ثمرات (و شیره گلها) بخور و راههائى را که پروردگارت براى تو تعیین کرده است، به راحتى بپیما»،….

 

✅از نکات قابل تأمل در آیه  68 و 69 سوره نحل این است که خداوند از واژه‌های مونث (اتخذی) و (كُلی) برای خطاب زنبورعسل استفاده کرده است. حال سؤال اين است كه چرا خداوند عليم، زنبورعسل کارگر را به عناوین ماده مورد خطاب قرار داده است؟! جواب بسیار شگفت‌انگیز است.

 

در تعریف جنسیت زنبور کارگر در سایت معتبر دانشنامه آزاد آمده است: «جنسیت زنبور‌های کارگر ماده بوده و بیشتر جمعیت کندو را تشکیل می‌دهند

در گذشته اطلاعی درباره‌ی ماده بودن زنبور کارگر در دست نبود و  حتی عده‌ای تصور می‌کردند که زنبورهای کارگر نر هستند.حدود 300 سال پیش دانشمندان پی‌ برده‌اند كه جنسيت زنبورهای كارگر ماده است و اغلب آنان توانايی باروری را ندارندو حال می بینیم به چه زیبایی قرآن از واژه های مونث برای خطاب کردن زنبور کارگر استفاده می کند. معجزه ای که بعد از قرن ها به رخ جهانیان کشیده شد.                                                            
برای اطلاعات بیشتر رجوع شود به 🔻

📔منبع لاتین:

The Qur’an & Modern Science.   Naik,Zakir

📙منبع فارسی:

کتاب قرآن، علم، اعجاز، رضاافضلی، ص 73

آشنایی با علم تجوید:

آشنایی با علم تجوید:

تعریف: تجوید در لغت به معنای « تحسین-حسن بخشیدن-تکمیل-نیکو گردانیدن » آمده است. با رعایت قواعد تجوید قرآن، آیات الهی زیباتر، شایسته تر و نیکوتر تلاوت خواهند شد.

ادامه نوشته

وَ مَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَکِّسْهُ فِی الْخَلْقِ أَ فَلا یَعْقِلُونَ

در این آیه به وضع انسان در پایان عمر از نظر ضعف و ناتوانى عقل و جسم اشاره مى‏کند تا هم هشدارى باشد به آنها که براى انتخاب راه هدایت امروز و فردا مى‏کنند، و هم پاسخى باشد به کسانى که تقصیرات خود را به گردن کمى عمر مى‏افکنند، و هم دلیلى باشد بر قدرت خداوند که او همان گونه که مى‏تواند یک انسان نیرومند را به ضعف و ناتوانى یک نوزاد بازگرداند، قادر است بر مسأله معاد، و همچنین نابینا ساختن مجرمان و از حرکت بازداشتن آنها.
مى‏فرماید: «هر کس را که طول عمر دهیم در آفرینش واژگونه مى‏کنیم، آیا اندیشه نمى‏کنند»؟ (وَ مَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَکِّسْهُ فِی الْخَلْقِ أَ فَلا یَعْقِلُونَ).
به راستى روزهایى فرا مى‏رسد بسیار دردناک که عمق ناراحتى آن را به زحمت مى‏توان تصور کرد.