روش های تغییر واصلاح رفتار

روش های تغییر واصلاح رفتار

ادامه نوشته

داستان وصیت

مرد ثروتمندی که زن و فرزند نداشت ، به پایان زندگی اش رسیده بود.

کاغذو قلمی برداشت تا وصیت نامه خود را بنویسد.

او نوشت: تمام اموالم را برای خواهر می گذارم نه برادر زاده ام هرگز به خیاط هیچ برای  فقیران ...

اماااا اجل به او فرصت نداد تانوشته اش را کامل وآن را نقطه گذاری کند.

پس تکلیف آن همه ثروت چه میشد؟؟؟

برادر زاده ی او تصمیم گرفت ،وصیت نامه را اینگونه تغییر دهد: "تمام اموالم را برای خواهرم می گذارم؟ نه! برای برادر زاده ام .هرگز به خیاط. هیچ برای فقیران."

خواهر او که موافق نبود ، آن را اینگونه نقطه گذاری کرد: "تمام اموالم را برای خواهر می گذارم . نه برادر زاده ام. هرگز به خیاط. هیچ برای فقیران."

خیاط مخصوصش هم یک کپی از وصیت نامه را پیدا کردو آن را باروش خودش نقطه گذاری کرد:" تمام اموالم را برای خواهرم می گذارم ؟ نه ! برای برادر زاده ام ؟هرگز! به خیاط. هیچ برای فقیران ."

پس از شنیدن این ماجرا ،فقیران شهر همگی جمع شدند تا آنها هم نظر خود را اعلام کنند:" تمام اموالم را برای خواهرم می گذارم؟ نه! برای برادر زاده ام ؟ هرگز!به خیاط؟ هیج ! برای فقیران."

به واقع زندگی نیز چنین است .

خداوند نسخه ای از هستی و زندگی به ما میدهد که در آن هیچ نقطه و ویرگولی نیست و ما باید با عملکرد و روش خودمان نقطه گذاری کنیم و بخوانیم.

از زمان تولد تا مرگ، تمام نقطه گذاری ها دست ماست .

به خاطر داشته باشیم که فارغ از هرگونه باور و تفکری به هستی و زندگی ، از علامت تعجب تولد تا علامت سوال مرگ ، همه چیز بستگی به روش نقطه گذاری ما دارد.

کاربردنظریه های یادگیری درکلاس های درس

با توجه به این که نظریات مطرح شده در زمینه ی یادگیری کوشیده اند تا شرایط لازم را برای ایجاد یادگیری توصیف نمایند، و آشنایی با این شرایط می تواند به معلم در جهت تهیه و تدوین فعالیت های یادگیری کمک نماید، نکاتی در زمینه ی نظریه های یادگیری که می تواند با کلاس درس رابطه داشته باشد ارائه می گردد.

نظریه های یادگیری به دیدگاه های مختلفی تقسیم بندی می شود:

دیدگاه کارکرد گرایی( ثراندایک، اسکینر،هال)

دیدگاه تدائی گرایی( پاولف، گاتری، استیس)

دیدگاه شناختی( گشتالت، پیاژه، نورمن، بندورا)

ثرندایک

ثرندایک یک کلاس درس دارای نظم و ترتیب با هدف هایی که به روشنی تعریف شده باشند را ترجیح می دهد. این هدف های آموزشی باید در حد توانایی پاسخ دهی به یادگیرنده باشد و باید به واحد های قابل کنترل تقسیم شوند، به گونه ای که وقتی یادگیرنده پاسخ مقتضی را می دهد معلم بتواند «وضع خوشنود کننده ای» را برای او تدارک بیند.

برای ثرندایک یادگیری از ساده به پیچیده پیش می رود. رفتار یادگیرنده عمدتا به وسیله ی تقویت کننده های بیرونی تعیین می شود، نه توسط انگیزش درونی. در این نظریه،  بر دادن پاسخ های درست به محرک های معین تاکید می شود. پاسخ های غلط را باید به سرعت تصحیح کرد تا از تکرار آن ها جلو گیری شود. بنا بر این امتحانات مهم هستند.

امتحانات برای یاد گیرنده و معلم از فرایند یادگیری بازخورد فراهم می آورند. موقعیت یادگیری را باید تا آن جا که ممکن است به زندگی واقعی نزدیک کرد.

معلمان پیرو اسکینر از کنترل مثبت در کلاس یادگیری استفاده می کنند زیرا، بنا بر نظریه ی ثرندایک، عوامل خشنود کننده یا پاداش ها، پیوند های بین محرک و پاسخ ها را نیرومند می سازند، اما عوامل آزارنده این پیوند ها را ضعیف نمی کنند، همچنین معلمان پیرو ثرندایک از ایراد سخنرانی اجتناب می کنند و آموزش انفرادی را ترجیح می دهند.

گاتری

گاتری نیز مانند ثرندایک فرایند آموزش را با بیان هدف های آموزشی شروع می کند؛ یعنی روشن می سازد که چه پاسخ هایی به چه محرک هایی داده خواهد شد. بعد محیط یادگیری را به گونه ای ترتیب می دهد که پاسخ های مطلوب در حضور محرک هایی که پاسخ ها به آن وصل خواهند شد داده می شوند.تمرین برای گاتری مهم است، زیرا سبب می شود که محرک های بیشتری با پاسخ های مطلوب تدائی شوند. از آن جا که هر تجربه ای منحصر به فرد است، شخص باید هر چیزی را بارها «باز آموزی» کند. به باور گاتری یادگیری جمع 2+2 در پای تابلو در کلاس درس تضمین نمی کند که دانش آموز بتواند همین کار را زمانی که در صندلی کلاس نشسته است نیز انجام دهد.

معلمان پیرو گاتری ممکن است در برخورد با رفتار مخرب گاهی اوقات از تنبیه( آگاه کردن) استفاده کنند، اما می دانند برای این که تنبیه مؤثر واقع شود باید هنگامی که رفتار مخرب در حال وقوع است آن را تنبیه کنند. علاوه بر این باید تنبیه سبب بروز رفتاری بشود که با رفتار مخرب ناهمساز است.

 

 

هال

تفاوت عمده بین هال با گاتری و ثرندایک در تاکید آنها بر انگیزش است. نظریه ی یاد گیری هال یک نظریه ی کاهش سائق(انگیزش) است. یاد گیری برای هال باید شامل کاهش سائق( انگیزش) باشد. تصور این که چگونه کاهش سائق می تواند در یادگیری کلاسی نقشی ایفا کند دشوار است؛ با این حال، برخی از پیروان هال بر اضطراب به عنوان سائقی در زندگی آدمی تاکید می ورزند. در نتیجه ایجاد قدری اضطراب در یاد گیرندگان و کاهش یافتن آن پس از کسب موفقیت یک شرط لازم برای یادگیری است. اضطراب خیلی ضعیف ایجاد یاد گیری نخواهد کرد( زیرا سائقی وجود ندارد که کاهش یابد)، اضطراب خیلی زیاد هم مخرب است. بنا بر این، یاد گیرندگانی که دارای اضطراب متوسط یا ملایم هستند از شرایط بهتری برای یادگیری و از شرایط سهل تری برای آموزش برخوردارند.

معلمان پیرو هال موضوع های درسی را با فاصله آموزش می دهند مبادا خستگی ایجاد شود و موجب تداخل در یادگیری گردد. همچنین موضوع های درسی را باید به گونه ای مرتب کرد که موضوع های نا مشابه به دنبال هم قرار گیرند.

اسکینر

اسکینر از معلم می خواهد که هدف های یاد گیری به صورت رفتاری تعریف شوند. چون اگر هدف های آموزشی به طور دقیق و رفتاری مشخص نشوند، معلمان هیچ راهی برای این که بدانند به مقصود خود رسیده اند یا نه در پیش رو ندارند. اسکینر به اندازه ی ثرندایک، گاتری یا هال برای محرک های تداعی یافته با پاسخ اهمیت قائل نمی شود. او بیشتر به پاسخ هایی که به « طور طبیعی» رخ می دهند علاقه مند است. اما اگر رفتار های مورد نظر اسکینر به طور طبیعی رخ ندهند، از راه شکل دهی آن ها را به وجود می آورد. به باور او، رفتار پیچیده از شکل های ساده رفتار تشکیل می یابد. از نظر او تقویت کننده ها مخصوصا تقویت کننده های ثانوی بسیار مهم اند زیرا معمولا از این ها در کلاس درس استفاده می شود. مثال هایی برای تقویت کننده ی ثانوی عبارتند از: ستایش کلامی، بیانات چهره ای مثبت، احساس موفقیت، امکان انجام فعالیت دلخواه و نمرات(بازخورد های کلامی).

معلمان پیرو اسکینر آموزش خود را با برنامه ی تقویتی پیوسته یا صد در صد تقویت شروع می کنند و بعدا به برنامه ی تقویت ناپیوسته تغییر می دهند. به سخن دیگر، در مراحل اولیه آموزش، هر زمانی که یک پاسخ درست داده می شود تقویت می گردند، اما در مراحل بعد به طور گاه گاه تقویت می شوند تا این که پاسخ نسبت به خاموشی مقاوم گردد.

اسکینر یک محیط یادگیری را توصیه می کند که برای یاد گیرندگان با سرعت های مختلف یادگیری، تفاوت های فردی را در نظر بگیرد. همچنین او از روش سخنرانی جانبداری نمی کند زیرا در این روش آموزشی معلوم نمی شود که چه وقت یادگیری صورت پذیرفته تا بلافاصله یادگیری تقویت شود. معلمان پیرو اسکینر شاگردان خود را تنبیه نمی کنند. در عوض، آنها رفتار مطلوب را تقویت می کنند، ولی رفتار نامطلوب را نادیده می گیرند. طبق نظر اسکینر، مشکلات رفتاری در آموزشگاه ها از طرح ریزی های غلط آموزشی، مانند بی توجهی به اختلافات فردی، تقویت نکردن رفتار مناسب، آموزش مطالب به صورت پیچیده، تنبیه، قوانین و مقررات خشک و یا تقاضاهای نا معقول از دانش آموزان ناشی می شود.

نظریه ی گشتالت

معلمان پیرو نظریه ی گشتالت بر مطالب معنی دار و درک امورتاکید می ورزند. به نظر ایشان اجزا باید به کل پیوند بخورند تا برای یاد گیرنده معنی دار باشند. به نظر روان شناسان گشتالت مسائل حل نشده موجب ابهام یا عدم تعادل سازمانی در ذهن یاد گیرنده می شوند، و این شرایطی نا مطلوب است. در واقع ابهام یک حالت منفی است که تا زمان حل شدن مساله ادامه می یابد. حل شدن مساله برای حل کننده ی مساله به اندازه ی یک وعده ی غذا برای فرد گرسنه اثر تقویتی دارد. کلاس درس مبتنی بر نظریه ی گشتالت را می توان به صورت یک رابطه ی داد وستد بین معلمان و شاگردان توصیف کرد. معلم به دانش آموزان کمک می کند تا روابط میان امور را درک کنند و تجاربشان را در الگوهای معنی دار، سازمان دهند. طرح ریزی یک تجربه ی یاد گیری بر اساس نظریه ی گشتالت شامل آغاز کردن با چیزی آشنا و گام به گام جلو رفتن است، به گونه ای که هر گام بر گام های قبلی استوار باشد. طبق این نظریه تمام جنبه های یادگیری به واحد های معنی دار تقسیم می شوند و این واحد ها نیز به یک مفهوم یا تجربه ی کلی وابسته اند. طبق نظریه ی گشتالت حفظ طوطی وار مطالب نامطلوب است . تنها از طریق کسب آشنایی کامل با اصول موجود در یک تجربه ی یادگیری است که یادگیرندگان به درستی و به طور کامل آن اصول را می فهمند. پس از آن که مطالب یادگیری، به جای حفظ شدن، درک شد، به سادگی می توان آن را در موقعیت های تازه استفاده کرد و برای مدت های طولانی قابل نگه داری است.

پیاژه

طبق  نظر پیاژه، تجارب آموزشی باید پیرامون ساخت شناختی یادگیرنده بنا نهاده شوند. کودکان همسال و هم فرهنگ معمولا دارای ساخت های شناختی مشابهی هستند، اما گاهی ممکن است ساخت های شناختی آنها کاملا متفاوت باشد و لذا کودکان به مواد یادگیری متفاوتی نیاز داشته باشند. برای این که یادگیری صورت پذیرد، مواد یادگیری باید برای یادگیرنده تا اندازه ای آشنا و تا حدودی نا آشنا باشند. آن قسمت از مواد که آشنا یا شناخته شده است جذب ساخت شناختی کودک می شود و آن قسمت که ناشناخته است موجب تغییرات جزئی در ساخت شناختی کودک خواهد شد. به این نوع تغییر تطابق یا انطباق گفته می شود، که می توان آن را معادل یادگیری دانست.

به نظر پیاژه آموزش و پرورش بهینه آن است که شامل تجارب نسبتا چالش انگیز باشد به گونه ای که فرایند های دو گانه ی جذب و انطباق اسباب رشد ذهنی را فراهم آورند. برای خلق چنین تجربه هایی، معلم باید سطح کارکرد ساخت شناختی هر یک از دانش آموزان خود را بداند.

بندورا

بندورا معتقد است هر چیزی که با تجربه کردن قابل یادگیری باشد با مشاهده کردن نیز یاد گرفته می شود. بندورا همچنین معتقد است که الگو ها یا سرمشق هایی که مورد احترام، لایق، والا مقام یا پر قدرت باشند در ایجاد یادگیری مؤثرند. بنا بر این در اکثر موارد، معلمان می توانند هم به آموزش دانش و مهارت ها اقدام کنندو هم به یاد دادن شیوه های حل مساله، اصول اخلاقی، معیار های عملکرد، قواعد کلی و اصول و خلاقیت همت گمارند. معلمان می توانند اعمال خود را برای یادگیرندگان الگو قرار دهند. یاد گیری مشاهده ای به وسیله ی چهار متغیر مهم که معلم باید آنها را به دقت مورد مطالعه قرار دهد، کنترل می شود. این چهار متغیر شامل: فرایند توجه، فرایند به یاد سپاری یا نگه داری، فرایند حرکتی یا باز آفرینی و فرایند انگیزشی یا تقویت می باشد.

نورمن( نظریه ی خبر پردازی)

نورمن معتقد است که پیچیده ترین یادگیری از راه قیاس صورت می پذیرد. یعنی مطالب تازه از راه پیوند یافتن با مطالب قبلا آموخته شده یاد گرفته می شوند. بنا بر این آموزش مؤثر مستلزم این است که معلم در باره ی ساخت شناختی دانش آموز، یا به اصطلاح خود نورمن قیاس کوه یخ- آن بخشی از کوه یخ که در زیر آب قرار دارد- اطلاعاتی داشته باشد. درک ماهیت ساخت شناختی کودک کار آسانی نیست، اما خود نورمن پیشنهاد می کند که یک منبع مهم برای چنین درکی تعداد سؤال هایی است که یک دانش آموز می پرسد و بیشترین فراوانی سؤال کردن زمانی اتفاق می افتد که نوعی توازن معقول بین ساخت شناختی دانش آموزان و مطالب ارائه شده وجود داشته باشد.

ضرورت استفاده ازموادووسایل آموزشی درتدریس

ضرورت استفاده ازموادووسایل آموزشی درتدریس

الف؛ معضلات و مشکلات آموزشی

از جمله تعداد زیاد افراد لازم التعلیم، فقدان بودجه و امکانات کافی و معلمان دلسوز و علاقمند و انفجار دانش.

از جمله انفجار جمعیت و در نتیجه ازدیاد جمعیت واجب التعلیم که خود مستلزم تدارک امکانات مالی و انسانی و تجهیزات زیادتری است. انفجار دانش و ارزشها، فقدان بودجه و امکانات کافی جهت تخصیص به آموزش و پرورش و کمبود معلمان آگاه، دلسوز و علاقه مند، ضرورت استفاده از مواد و وسایل آموزشی را توجیح می نماید.

ب؛ نقش حواس در یادگیری

نتایج تحقیقات نشان داده اند که حواس مختلف در یادگیری نقش واحدی ندارند، یافته های زیر این تفاوت را به خوبی نشان می دهند. این یافته ها مشخص می کنند که انسان تقریباً؛ 75% یادگیری را از طریق کاربرد حس بینایی کسب می نماید. 13% یادگیری از طریق کاربرد حس شنوایی، 6% یادگیری از طریق کاربرد حس لامسه، 3% یادگیری از طریق کاربرد حس بویایی و 3% یادگیری از طریق کاربرد حس چشایی صورت می گیرد (احدیان،1373).
ملاحظه می شود که اگر چه قسمت اعظم یادگیری انسان (حدود 75%) از طریق حس بینایی صورت گرفته و مجموعاً 12% از طریق کاربرد دو حس بویایی و چشایی صورت می گیرد،که روی هم 87% را تشکیل می دهد، معهذا در بسیاری از موارد معلمان بر کاربرد 13% حس شنوایی تأکید دارند.


ج؛ نقشی که این مواد و وسایل در تسهیل یادگیری دارند.


1. مخروط تجارب ادگاردیل نشان می دهد که تجارب مستقیم، عینی و دست اول در پایین هرم، نشانه های سمعی و بصری مانند اسلاید و تصویر، در وسط هرم و علائم و سمبل ها (کلمات)، در رأس هرم قرار دارند. در تقسیم بندی مواد و وسایل آموزش و رسانه ها، آن ها را به نرم افزار و سخت افزار، چاپی و غیر چاپی، برقی و غیر برقی، نورتاب و غیر نورتاب، تقسیم نموده اند. در یک تقسیم بندی دیگر از نقطه نظر کاربرد در کلاس درس به دو طبقۀ کلی تقسیم می شوند. این طبقه بندی بر اساس عملکرد رسانه هاست.


• رسانه های معیاری؛ شامل آن دسته از مواد دیداری و شنیداری کمکی نظیر عکس ها، نقشه ها و اشیاء واقعی می شود و از شاگرد خواسته می شود تا برای نشان دادن دستیابی به نتایج مورد نظر، آن ها را شرح دهد، بازسازی و تفسیر کند. این رسانه ها خود جزئی از معیار تحقق یافتن هدف یادگیری می باشند.


• رسانه های میانجی؛ عملکرد این رسانه ها عبارت است از: کمک به شاگردان برای کسب بصیرت و دانش نسبت به چند پدیده یا اتفاق. نمودارها مثالی از این مواد هستند. این رسانه ها خود جزء معیار هدف نیستند، بلکه وسیله ای برای رسیدن به هدف هستند.


• تقسیم رسانه ها به دستۀ نورتاب و غیر نورتاب یکی از بهترین و کامل ترین تقسیم بندی هاست. رسانه های آموزشی غیر نورتاب شامل تابلوهای آموزشی، اشیاء سه بعدی، چارت، پوستر، تصاویر و نمودار است. تابلوهای آموزشی شامل تابلوهای گچی، مغناطیسی، الکتریکی، پارچه ای و ماهوتی است. در استفاده از تابلوهای گچی از روش الگو، قالب، شبکه یا جدول و روش پنهانی استفاده می گردد. استفاده از روش قالب، ترسیم اشکال ظریف و دقیق هندسی را در زمان کوتاهی برای معلمان میسر می سازد. تابلوهای الکتریکی در مستقل بار آوردن فراگیر مؤثر است و تابلوهای پارچه ای امکان مشارکت شاگردان و همکاری آنان در تدریس را فراهم می سازد.

• اشیاء واقعی به سه دسته تحت عنوان اشیاء تغییر یافته، اشیاء تغییر نیافته و نمونه ها تقسیم می شوند. اشیاء واقعی تغییر یافته عبارتند از: 1. مدل 2. ماکت 3. دایوراما 4. میز شنی 5. برش ها 6. مولاژها
• مدل ها، اشیاء واقعی تغییر یافته و سه بعدی و تولید مجدد اقلام ظریف و گران قیمت هستند که می توانند به قیمت قابل قبول و ایمنی لازم برای استفاده ساخته شوند.
• ماکت ها، قسمت ساده شدۀ واقعیت و جایگزین اشیاء واقعی هستند و نسبت ها کاملاً رعایت می شود.
• دایوراما، صحنه های سه بعدی هستند که اغلب به صورت مینیاتوری بوده و در آن ها اشیاء و مجسمه ها در حالت و محل عادی خود ظاهر می شوند. اشیاء دایوراما به ندرت در اندازۀ طبیعی ساخته می شوند. میز شنی عبارت است از: یک منظرۀ سه بعدی در مقیاس صحیح که روی یک زمینۀ مسطح که شن مرطوب ریخته شده برای شکل دادن استفاده می شود.
• مولاژها را هم می توان آن دسته از مواد سه بعدی تغییر یافته از نوع تقلید واقعیت دانست که ترکیب مناسب و مطلوبی از سه نوع قبلی یعنی ماکت، مدل و برش را تشکیل می دهد و معمولاً در علوم تجربی کاربرد بیشتری دارند.
• برش ها در مورد موتورها و اشیاء مشابه برای نشان دادن قسمت های پنهانی و دور از دید آن ها استفاده می شود. نمونه ها نیز قسمت و جنبه ای از شیء هستند که دارای مشخصات مشابه و مشترک طبقه و یا گروه خاصی است.
• سواد تصویری عبارت است از: قدرت درک معانی و مفاهیم تصویری شامل اسلاید، تصاویر مات و...
چارت ها، ارائۀ دیداری ایده ها و مفاهیمی است که تفهیم آن ها از طریق ارائۀ کتبی یا شفاهی مشکل است. مشخصۀ اصلی چارت، دادن اطلاعات است. چارت ها دارای انواع متعددی هستند. از جمله چارت های زمانی، نواری و برگردان، سازمانی و چارت های آموزشی و اخباری. از میان چارت های اشاره شده، چارت های آموزشی نیازمند توضیحات شفاهی معلمان است و تمامی خصوصیات چارت را دارا می باشند.
پوسترها برای انتقال صریح، روشن، جالب توجه و ارزان قیمت اطلاعات به کار می روند و معمولاً جنبۀ همگانی داشته و می خواهد فکر یا ایده ای رو در بیننده ایجاد یا تقویت کند و پیام به آن ها القاء شود.
یک نمودار، بیان دیداری داده های عددی است. جدولی از اعداد، حاوی اطلاعات گسترده ای است که خواننده را قادر به درک معنای خاص یک توده از اطلاعات پیچیده می کند. هدف اساسی از نمودار، نمایش اطلاعات کمی به صورت ساده و سریع است.
نمودار تصویری در حقیقت انطباقی از نمودار ستونی است و همان نوع اطلاعات را ارائه می کند. این نمودارها نخستین بار توسط اتونورات یکی از دانشمندان علوم اجتماعی مورد استفاده قرار گرفت. به سادگی قابل درک است ولی دقت و صحت انواع دیگر را دارا نیستند.

 



• مک لوهان وسایل ارتباطی را به سرد و گرم تقسیم کرده است. به نظر او وسایل ارتباطی سرد شامل آن دسته ابزار یا وسایلی است که موجبات مشارکت بیشتر انسانی را فراهم می سازند، مانند سمینارها، جلسات بحث و گفتگو. در حالی که سخنرانی، سینما و کتاب را در زمرۀ وسایل ارتباطی گرم می داند، بدون آنکه درصدد پیدایی نوعی تبادل فکر برآیند، یک وسیلۀ ارتباطی گرم می داند. وی تلویزیون را هم یک وسیلۀ ارتباطی سرد به شمار می آورد.

 



رسانه های آموزشی نورتاب، به دو دستۀ نورتاب ساکن یا ثابت مثل اسلاید، فیلم استریپ، پروژکتور اورهد و اوپک، و نورتاب متحرک مثل فیلم های ویدئویی وتلویزیونی تقسیم می شوند. البته پروژکتور اوپک مات می باشد. اسلاید عبارت است از: تصاویر ترسیم شده بر روی یک صفحۀ شفاف یا فیلم های مثبتی از عکس ها هستند که در اثر عبور نور از آن ها تصویر را بر روی پرده و یا دیوار مقابل منعکس می کنند. اسلایدهای آموزشی 2×2 اینچ یا 5×5 سانتی متر می باشند. تهیۀ اسلاید به روش دستی و تکنیک عکس برداری صورت می گیرد.
• فیلم استریپ از تعدادی تصویر مربوط به هم که روی فیلم های 35 میلی متری چاپ می شوند، تشکیل گردیده است و دارای نظم و ترتیب می باشند.شباهت زیادی به فیلم های متحرک دارند ولی خصوصیت حرکت را ندارند. دستگاه نمایش فیلم استریپ برای مطالعۀ انفرادی و گروه های کوچک مناسب هستند. پروژکتور اورهد، دستگاهی برقی است که قادر به نمایش تصاویر و مطالبی است که شفاف بوده و نور را از خود عبور می دهد. این رسانه در جلوی کلاس و به جای تخته سیاه استفاده می شود. طلق های شفاف یا ترانماها توسط این دستگاه نشان داده می شود.
• پروژکتور اوپک نیز دستگاهی است برقی که می تواند عکس ها، نوشته ها و حتی اجسام سه بعدی کوچک را بر روی پرده منعکس نماید. خاصیت اصلی این دستگاه بزرگ نمایی است ولی از محدودیت های آن تاریک بودن کامل اتاق نمایش و سنگین بودن آن است.
• میکروفیلم جهت نگهداری و حفاظت مواد چاپی بر روی یک حلقه فیلم استفاده می شود که هر قاب در آن دربرگیرندۀ یک صفحۀ مجزاست که کوچک گردیده است و از طریق دستگاه میکروفیلم خوان یا خواننده آن را می توان روی صفحه ای نمایش داد. میکروفیش رسانه ای است که شیوه ای جدید در ریز کردن تصاویر و نوشته ها به حساب می آید و تصاویر آن خیلی کوچکتر از میکروفیلم می باشد.
• فیلم های 16 میلی متری یکی از پرمصرف ترین مواد آموزشی محسوب می شوند. اساس فیلم های متحرک را ثبات بصری تشکیل می دهد. فیلم ها از یک سری تصاویر ثابت تشکیل شده اند که هر کدام تغییر مختصری در حرکت دارند و در حالت نمایش توسط خطای بصری متحرک به نظر می رسند.
• در حالت عادی سرعت حرکت فیلم در دوربین های فیلم برداری معادل 16 تا 18 فریم در ثانیه، برای فیلم های صامت و 24 فریم در ثانیه، برای فیلم های ناطق است. عدسی عنصری است که تصویر دقیقی از سوژه را روی فیلم می اندازد و وسیلۀ انتقال نور از موضوع به سطح فیلم است و در پشت آن دیافراگم قرار دارد که در تنظیم میزان نور ورودی به داخل جعبۀ دوربین را به عهده دارد و پلک دریچه ای است که نور را جهت اصابت به فیلم از خود عبور می دهد.
• فیلم های عکاسی نوارهای شفاف حساس به نور هستند. حساسیت موجود در فیلم های عکاسی بر اساس معیارهای متفاوتی استاندارد شده اند، مثلاً DIN متعلق به آلمان، ASA متعلق به آمریکا، گوست روسی و بی. اس. ای مربوط به انگلیس می باشد. دو متغیر مهم حساسیت و ارزش عدسی ها، فاصلۀ کانونی و ضریب شفافیت و درجات f می باشند. فاصلۀ کانونی عبارت است از: فاصلۀ میان محل تمرکز نور تا فیلم. هر چه فاصلۀ کانونی عدسی بیشتر باشد، تصویری درشت تر، و هر چه فاصلۀ کانونی آن کمتر باشد، تصویری کوچکتر به دست می دهد. ضریب شفافیت، مشخص کنندۀ میزان نورپذیری، نورگیری و یا عبور نور از عدسی است. چنانچه دیافراگم باز باشد، عدسی حداکثر میزان نور را از خود عبور می دهد یعنی2/1:1 (کوچکترین عدد) نسبت فراخی عدسی از تقسیم قطر عدسی بر فاصلۀ کانونی به دست می آید و فاصلۀ بین دو درجۀ پی در پی را یک استاپ می نامند.


• در کارهای 8 میلی متری عدسی هایی که دارای فاصلۀ کانونی حدود 12 میلی متر هستند به عدسی های نرمال معروف هستند در حالی که این فاصله در دوربین های 16 میلی متری، 25 میلی متر است. معنی نرمال این است که تحت بیشترین شرایط عدسی تصویری طبیعی و پرسپکتیو ارائه می دهد. پرسپکتیو، اندازه های نسبی شیء را در فاصله های مختلف بیان می کند. یک تصویر پرسپکتیو نرمال آن است که بر روی پرده، چنان ظاهر می شود که در آن هر چه فاصلۀ دوربین از اشیاء زیادتر شود، از اندازۀ اشیاء نیزبه نسبتی که انتظار می رود کاسته می شود. عدسی را می توان به عنوان قلب هر دوربین تلقی کرد. در داخل همۀ عدسی ها، وسیله ای است که دیافراگم ایریز نامیده می شود. دیافراگم ایریز، یک وسیلۀ مکانیکی است که می تواند با باز و بسته شدن خود مقدار نوری را که از عدسی عبور می کند تغییر دهد. بنابراین هر چه مورد تصویر روشن تر باشد، ما به نور کمتری برای اصابت به فیلم نیازمندیم و در نتیجه میزان باز شدن دیافراگم کمتر خواهد بود. برعکس در مورد اشیاء و صفحه های تیره و تارکتر دریچۀ دیافراگم را برای عبور دادن مقدار بیشتر نور بازتر می کنیم. این کار با تنظیم درجات f عملی است. درجات f نسبت بین فاصلۀ کانونی عدسی و قطر دهانۀ دیافراگم هستند.


• در مورد استفاده از فیلم های 16 میلی متری می توان گفت که برای نمایش در گروه های بزرگتر مناسب هستند. ولی استفاده از اندازۀ 8 میلی متری در گروه های متوسط کوچک و مطالعۀ انفرادی رو به تزاید گذاشته است. کپی های تهیه شده از فیلم های 8 میلی متری کیفیت نسخه های اصلی را دارا نیستند و به علاوه روشنی این گونه فیلم ها از اندازۀ 16 میلی متری کمتر بوده و برفک آن ها نیز بیشتر است. در تهیۀ کپی ها کیفیت صدا در فیلم های 8 میلی متری هرگز به خوبی فیلم های 16 میلی متری نخواهد بود. با این حال کپی های اندازۀ 8 میلی متری تهیه شده از نسخه های دارای مرغوبیت بیشتری از خود نسخه های اصلی هستند. به همین ترتیب، کپی ها 16 میلی متری تهیه شده از نسخه های اصلی 35 میلی متری به مراتب از نسخه های اصلی اندازۀ 16 میلی متری بهتر خواهد بود.


• تلویزیون در آموزش کاربرد وسیعی یافته است. با استفاده از این رسانه، معلمان قادر به کنترل زمان هستند و می توانند هر وقت که بخواهند برنامه های خود را به نمایش بگذارند. انتقال برنامه های زنده و تصاویر متحرک از طریق کابل، میکروویو، کانال های تلویزیونی، ماهواره ها و یا کانال های تلویزیونی آموزشی، میسر می شود. به شاگردان امکان می دهد تا آن دسته از آزمایشات تجربی را که انجام آن مستلزم هزینۀ گزاف و توأم با خطرات احتمالی است مشاهده کنند.


• از محدودیت های استفاده از تلویزیون در آموزش، تفاوت های فردی شاگردان از حیث سرعت یادگیری، علایق و نیازهای ویژۀ آن ها مورد انکار قرار می گیرد. ارتباط یک طرفه و یک جانبه بوده و اطلاع از عکس العمل های آنی بینندگان برای فرستنده و یا تولید کنندگان امکان پذیر نیست. محتوای برنامه ها اکثراً فشرده و ناقص هستند (به علت محدودیت زمانی). در پژوهش های انجام شده میزان یادگیری شاگردان با میزان معلومات و نحوۀ تدریس معلمان تلویزیونی نسبت مستقیم دارد. در اکثر برنامه های تلویزیونی، محتوا و متن دیداری آن ها بیشتر از متن کلامی آن ها جلب توجه می نماید.


• در تماشای برنامه های تلویزیونی، شاگردان بایستی در میدانی قرار گیرند که در هر طرف از محور دید زاویه ای بیش از 45 درجه را تشکیل ندهند.
• برخی از محاسن نمایش های ویدئویی به شرح ذیل است: نمایش های ویدئویی در آموزش می تواند به عنوان یک جایگزین مؤثر برای سخنرانی مورد استفاده قرار گیرد. به ویژه اگر محتوای مورد آموزش احتیاج به تماس بصری سطح بالا داشته باشد. برنامه های ویدئویی می توانند پدیده های زندگی خارج از کلاس را که دسترسی به آن ها توسط روش های دیگر مشکل و شاید غیر ممکن است فراهم آورند. مثل سبک زندگی در کشورهای دیگر، فرآیندهای علمی در صفحۀ میکروسکوپ، فرآیندهای صنعتی پیچیده، تولیدات مصنوعی و غیره.
• نمایش یک برنامۀ ویدئویی آماده که کاملاً حرفه ای تهیه شده است، نسبت به روش های تدریس از نوع سخنرانی از ساختار بهتری برخوردار است و مسلم است که از لحاظ بصری و ایجاد انگیزه، برنامه های ویدئویی مناسب تر می باشند ولو اینکه سخنرانی به وسیلۀ اسلایدها و دیگر مواد آموزشی بصری حمایت شود

شادی روح بزرگ مرد تعلیم وتربیت صلوات

چندرسانه ایهادرآموزش

مقدمه

دنياي كنوني دنياي پيشرفت وتغيير است و هروز شاهد ظهور و بروز فناوري هاي جديد و نو مي باشيم. آموزش و پرورش به عنوان نهادي كه افراد را براي زندگي در جامعه و تعامل با نو آوري ها آماده مي كند همواره بايد اين تغييرات را بشناسد و از آنها براي رسيدن به مقاصد خود استفاده كند. چند رسانه اي موضوع جديدي است كه استفاده از آن در آموزش و پرورش مورد توجه مي باشد و اين مساله داراي مخالفان و طرفداراني است . عده اي با انتقاد از شيوه هاي قديمي تدريس ، آن را براي كودكان امروزي مناسب نمي دانند ومعتقدند كه در اين شيوه فراگير به صورت منفعل بار مي آيد. آنها مي گويند كه كودكان براي زندگي در دنياي كنوني نيازمند محيطي پويا و فعال هستند و تمامي حواس آنها بايد در جريان يادگيري درگير باشد. عمده ترين دليل مخالفين استفاده از چند رسانه اي ها در كلاس كاهش قوه خلاقيت فراگيران در هنگام استفاده از اين فناوري مي باشد.براي ورود به بحث به ارائه تعاريفي چند از چند رسانه اي مي پردازيم.

تعریف چند رسانه ای

واژه چند رسانه ای برای بیان ابعاد متعدد فناوری مورد استفاده قرار گرفته است.وتوصیف دقیق آن مشکل است .

طبق نوشته های تای واگان نویسنده کتاب "متن چند رسانه ای " چند رسانه ای ترکیب متن ، صدا انیمیشن و ویدئو است که رایانه یا هر وسیله ی دیگری آن را به شما ارائه می کند.

( پروژه های چند رسانه ای در کلاس درس (راهنمای طراحی و ارزشیابی) نویسندگان :تیموثی. دی.گرین ، ابی براون ترجمه دکتر محمد عطاران ص 18)

چند رسانه ای شامل استفاده از کامپیوتر در ارائه ،تلفیق متن،گرافیک و ... که به کاربر اجازه می دهد با کامپیوتر تعامل برقرار کند.

اصولا واژه چند رسانه ای زمانی به کار می رود که رسانه ارتباطی با رسانه دیگری هماهنگ می شود تا اطلاعات را به شیوه یکسان انتقال دهند .بنابر این به هر روش انتقال اطلاعات با به کار گیری حداقل دو مورد از موارد زیر چند رسانه ای می گویند:

گرافیک ؛ صوت ، انيميشن ،متن و تعامل (منظور از تعامل معمولا اجزای هدایت کننده برنامه رایانه ای است.) كه به توضيح مختصر هركدام مي پردازيم :

متن در تکنولوژی چند رسانه ای،نوشتار می تواند با سایر رسانه ها ترکیب شده ومجموعه موفق ونیرومندی برای انتقال اطلاعات بوجود بیاورد در یک پروژه چند رسانه ای از متن برای عنوان ها،منوها،پیمایش وبیان محتویات پروژه استفاده می شود.

صوت

چرا استفاده از صوت در ساخت محصولات چند رسانه ای اهمیت دارد؟ صوت در تکمیل اثر گذاری تصاویر،فیلم های ویدئویی وانیمیشن های کامپیوتری،روی بیننده؛ نقش مهمی را ایفا می کند.تصویر پیام های بسیاری را به مخاطب منتقل می کند اما در این انتقال،کمبود یک عنصر کاملاً مشخص وروشن است وآن عنصر صداست؛ در صورت صرف نظر کردن از صوت،آنچه که ارائه می شود مانند فیلم های صامت خواهد بود.

تصاویرگرافیکی

«تصاویر گرافیکی به دو صورت تصاویر بیت نگاشتی1و تصاویر شیء-گراوجود دارندتصاویر بیت نگاشتی در برگیرنده نقاط خیلی کوچکی بنام پیکسل که براساس ماتریس از خطوط نازک غیر چاپی تنظیم شده است.فایل های تصویری شیء-گرا (که تصاویر نیز نامیده می شوند) با تصاویر بیت نگاشتی متفاوتند بخاطر اینکه آنها ترکیبی از اشکال هندسی هستند که می توان آنها را انتخاب کرد،حرکت داد،لایه بندی کرد وحتی دستکاری کرد.

تصاویر گرافیکی که شما در درس های خود استفاده می کنید تنها یک هدف را دنبال می کند:ارائه اطلاعات پیچیده، به شیوه ای که فهمیدن و.یادگرفتن را تسهیل سازد.

انیمیشن در یک پروژه چند رسانه ای می توان کل پروژه یا بخش های مهمتر آن را به حرکت درآورد برای اینکه نمایش خلاصه ای از یک محصول چند رسانه ای بتواندارتباط متقابلی با کاربر برقرار سازد، می توان کل پروژه را به صورت فیلم ساخته و به صورت تصویر متحرک نمایش داد.

انیمیشن می تواند صفحه رابط کاربر را به محیطی پویا وزنده تبدیل کند.انتقال ها وپویانمایی ها،یکی از آسانترین راهها برای برای بالا بردن نشاط وشادی در جریان ارائه آموزش به شکل چند رسانه ایمی باشد.

ویدئو : با اجرای کلیپ های ویدئویی خوب، می توان نمایش های زیبایی در پروژه چندرسانه ای ایجاد نمود؛ مسلماً صوت وتصویر بیش از متن تأثیر گذار خواهد بود.پیش از بکارگیری ویدئو در پروژه چندرسانه ای بهتر است این وسیله وهزینه ها و محدودیتهای آن بررسی شود.برای بکارگیری ویدئو درپروژه، ابتدا باید بررسی شود که آیا نیاز به فیلمبرداری جدیدی است یا ویدئو کلیپ های از پیش آماده در دسترس می باشد.منابع بسیاری برای فیلم ها و کلیپ های ویدئویی وجود دارد.برای استفاده از این منابع می توان به آرشیو های نگهداری فیلم مراجعه کرد.

ماير(2001) كه يكي از نظريه پردازان بزرگ در زمينه طراحي چندرسانه اي هاي آموزشي براساس نظريه شناختي يادگيري مي باشد در کتاب يادگيري چندرسانه اي خود، ابتدا چندرسانه ها را اينگونه تعريف مي کند:« من چند رسانه ها را به مثابه ارائه مطالب با استفاده از کلمات وتصاوير تعريف مي کنم؛ منظور من از کلمات، ارائه مطالب به شکل کلامي ولفظي نظير متون چاپ شده ومتون گفتاري[مانند صداي گوينده در يک برنامه آموزشي چند رسانه اي] مي باشد ومنظور من از تصاوير ارائه مطالب به شکل تصويري نظيرگرافيک هاي آماري شامل اشکال مختلف،نمودارها ،عکس ها ونقشه ها و يا استفاده از گرافيک هاي پويا شامل انيميشن و ويدئو مي باشد»(ص2) وسپس به تعريف چندرسانه آموزشي مي پردازد:«يک پيام چند رسانه آموزشي عبارت است از ارتباط با استفاده از کلمات وتصاويري که منجر به اشاعه مي شود»(ص21).همچنين ماير دليل منطقي ارائه چندرسانه اي را به اين صورت بيان مي دارد: «منطق ارائه چند رسانه اي مطالب- ارائه مطالب در قالب کلمات وتصاوير- در اين است که کل ظرفيت شناختي انسان براي پردازش اطلاعات بکار گرفته شود»(ص4).


تعریف کلی چند رسانه ای شامل 4 بخش الزامی برای یک چند رسانه ای است



1. دردسترس بودن کامپیوتر

2. وجود رابطه ها

3. وجود ابزار مسیر یابی

4. وجود راههای جمع آوری ،پردازش وارتباط بر قرار کننده ارتباطات



نکته مهم در مورد این بخش ها این است که حضور همه آنها برای بوجود آمدن

یک چند رسانه ای لازم و ضروری است.



نقش حياتي فناوري الكترونيكي در آموزش و پرورش
يادگيري الكترونيكي زاييده چرخه تحولات سريع و رو به گسترش فناوري هاي نو به مفهوم واقعي آن است..
به طور كلي، يادگيري الكترونيكي به آن نوع يادگيري گفته مي شود كه در محيط شبكه به وقوع مي پيوندد و در آن مجموعه اي از فناوري چند رسانه اي، فرا رسانه اي و ارتباطات از راه دور به خدمت گرفته مي شود و نوعي يادگيري است كه در محيط اينترنت صورت مي گيرد و با بهره گيري از فناوري شبكه تسهيل مي شود.
روش يادگيري الكترونيكي
اين نوع يادگيري كه به استفاده از تكنولوژي آموزشي اشاره دارد. تأكيد مي كند كه در فضاي مسقف كلاس درس، معلمان از رسانه هاي سنگين آموزشي اعم از رايانه هاي عمومي، شخصي، سي دي ها، ديسكت ها، سايت هاي اينترنت، ايميل و حتي نانو فناوري در فرايند ياددهي استفاده كنند تا يادگيري را تسهيل كرده و موجبات ارتقاء سطح علمي فراگيران را فراهم آورند. اين روش يادگيري براي شاگردان از آن جهت كارآمد و اثربخش است كه بازدهي تحصيلي و فعاليت آموزشي آنان و عملكرد و تدريس و رفتار كلاسي معلمان را بهبود مي بخشد، چرا كه براساس تحقيقات انجام شده اين نتيجه حاصل گرديد: «كه 75 درصد يادگيري از طريق وسايل ديداري و تصويري و به وسيله حس بينايي انجام خواهد شد. در صورتي كه تنها 13 درصد يادگيري از طريق حس شنوايي و وسايل صوتي انجام مي گيرد و ديگر حواس به ترتيب بساوايي 6 درصد، بويايي و چشايي هر كدام 3 درصد در حافظه و يادگيري تأثير دارند.» و فرايند يادگيري كامل را متأثر مي كند و اثربخش مي نمايد به همين دليل است كه در طراحي مدارس بهتر فردا، فناوري اطلاعات و ارتباطات نقش حياتي خود را ايفا مي كند، چرا كه در فرايند ارتباط دهي فن آوري نوين آموزش و پرورش، قدرت بهره گيري فراده و فراگير افزايش مي يابد؛ مثلا با كاربرد فن آوري و ويدئو ماهواره اي در ژاپن دانش آموزان يك كلاس با معلم و دانش آموزان هم پايه شان در نقطه ديگري از همان كشور طلب همياري مي كند، حتي براي تهيه گزارش در درس علوم اجتماعي از طريق پست الكترونيكي با دانش آموزان هم سن و سال خود در كشورهاي اروپايي ارتباط برقرار مي كنند يا براي همسالان خود در كانادا، مالزي و سريلانكا نامه مي نويسند و درباره مسائل جهاني با هم گفت وگو مي كنند. با اين سبك تدريس در رويكرد جديد كلاسداري، كاربرد فن آوري نوين در كلاس درس، خواه از طريق يادگيري گروهي، يا به وسيله ويدئو كنفرانس و يا استفاده از آموزش مجازي، دانش آموزان را در مركز فرايند آموزش قرار مي دهد. اين همان راهي است كه به قول جان دسي، ما در آن مي توانيم بر روي آنچه كه در گذشته گلوگاه بزرگي براي جداسازي دانش آموزان از فرصت ها بوده است، پلي بزنيم. آموزش با اين شيوه اين امكان را براي معلمان و شاگرداني كه از لحاظ زمان و مكان و يا هر دو از يكديگر جدا هستند مي دهد تا از طريق نرم افزار مديريت دروس، منابع چند رسانه اي و مانند آن با هم ارتباط برقرار كنند و محتواي درس را دريافت نمايند و با همديگر تبادل اطلاعات و انتقال معلومات كنند.
راهكارهاي استفاده از يادگيري الكترونيكي
براي اين كه بتوان به فراگيران كمك كرد تا به سطوح عالي حيطه شناختي بلوم برسند، يعني از مرحله دانش و فهم و كاربرد به مرحله تحليل و تركيب و ارزشيابي صعود كنند و جنبه نقادي به خود بگيرند و به جاي اخذ مطالب و نگهداري آن، مطلب سازي نمايند و دانش ديد بسازند، لازم است علاوه بر آشنايي با ديگر شيوه هاي نوين تدريس زمينه استفاده از رسانه هاي سنگين آموزشي و شبكه هاي نرم افزاري درون كلاسي و برون كلاسي، اقدامات زير صورت گيرد:
1-برگزاري كلاس هاي آموزش ضمن خدمت براي معلمان، گردهمايي علمي- آموزشي، همايش هاي تخصصي، برگزاري جشنواره هاي الگوي تدريس برتر و جلسات ادواري تخصصي حوزه اي و رشته اي، تا آنان با روش هاي فناوري اطلاعات و ارتباطات (فاوا) و آموزش و پرورش تطبيقي كشورهاي پيشرفته آشنا شوند و ترس آنها براي استفاده از رايانه در كلاس درس كاهش يابد و پاسخگوي ضرورت هاي قرن بيست و يكم در عرصه آموزش و پرورش شوند.
2-تشكيل كلاس هاي زبان انگليسي و رايانه براي معلمان تا بتوانند با رايانه كار كنند و از متون علمي- تربيتي مؤلفان خارجي بهره مند شوند و از آخرين دستاوردهاي آموزشي و پرورشي و پژوهشي مطلع گردند.
3- تشكيل كلاس هاي زبان انگليسي و رايانه براي دانش آموزان از دوره ابتدايي با استفاده از بازي هاي رايانه اي.
4-تقويت فن آوري نوين آموزشي در مدارس و اعطاي كارت هاي رايگان اينترنت و ايميل به معلمان و شاگردان تا هم نوشته هاي خود را روي وب سايت بنويسند و هم مدارس سنتي به مدارس هوشمند تبديل گردد.
5-جايگزين كردن سي دي هاي آموزشي به جاي كتاب هاي درسي و ديكشنري در نظام آموزشي.
6-برگزاري مسابقات بين معلمان و همچنين بين دانش آموزان در زمينه زبان انگليسي و رايانه.
7-اجباري كردن درس مباني كامپيوتر و انفورماتيك در دوره هاي تحصيلي راهنمايي و متوسطه به فراخور ظرفيت رواني و فكري دانش آموزان.
8-تشكيل گروه هاي كوچك پژوهشي دانش آموزي در كلاس درس توسط معلمان تا فراگيران از طريق نرم افزارهاي مشاركتي درون كلاسي و برون كلاسي، با نگارش و ويرايش، به نقد منصفانه همسالان خود بپردازند و ايده هاي تازه را كشف كنند، چرا كه نوشتن، انديشيدن و خلق كردن است. به عبارت ديگر يا بايد نوشت و چاپ كرد و يا بايد بركنار ماند.

در این جا نظر یکی از کارشناسان فناوری اطلاعات را مشاهده می کنیم که باشگاه خبرنگاران جوان منبع آن است:

جلالي، كارشناس فناوري اطلاعات به خبرنگار باشگاه خبرنگاران گفت: آموزش الكترونيك يكي از بخش هاي يادگيري الكترونيكي است به اين مفهوم كه از ابراز استفاده كنيم تا مفاهيم يك درس را بهتر ياد بگيريم و آن را در مدت زمان بيشتري در ذهنمان نگه داريم.
وي همچنين افزود: طبق آمارها در آ‌موزش پاي تخت سياه، باقي ماندن آموخته ها، 11 درصد است درحاليكه بوسيله ابزار سمعي بصري اين آمار به 83 درصد مي رسد كه مي توان نتيجه گرفت ابزارهاي چند رسانه اي باعث مي شود كه يادگيري بهتر و ماندگارتر شود.
جلالي درمورد فوايد آموزش الكترونيك نيز تصريح كرد: براي آ‌موزش الكترونيك فوايد متعددي را مي توان برشمرد كه از جمله آنها زمان آزاد آن است به اين معني كه در هر وقت دلخواه كه شخص بخواهد مي تواند از اين نوع آموزش استفاده كند، ضمن اينكه از نظر محتوا، آموزش سنتي براساس يك سري كتاب است ولي در آموزش چندرسانه اي درس ها تصوير، صدا و حركت دارند



ضرورت گنجاندن چند رسانه ای در کلاس درس

درباره گنجاندن چند رسانه ای در برنامه مدارس و زمان آن ، حتی اینکه این کار باید صورت بپذیرد یا خیر؛ بحث زیادی شده است. اما حقیقت آن است که بسیاری از معلمان مسولیت جدیدی بر دوششان نهاده می شود این مسولیت یافتن فعالیت رایانه ای مناسب و گنجاندن آن در برنامه درسی است.

نقش چند رسانه ای ها در فرایند یادگیری

با استفاده از چند رسانه ای ها میتوان روش های آموزشی را جذاب تر کرد تا دانش آموزان شرکت فعالتری در فرآیند آموزش داشته باشند.

به طور کلی دانش آموز در محیط چند رسانه ای به طور فعال در فرایند آموزش قرار میگیرد و از حالت غیر فعال و گیرنده خارج می شود.يكي ديگر از دلايل استفاده از چند رسانه اي توجه به تفاوتهاي فردي است .زيرا هر فراگير نسبت به خودش و برنامه مقايسه مي شود فرصت كافي براي انجام امور را دارد. توجه به تفاوتهاي فردي در روانشناسي تربيتي از اهميت فوق العاده اي برخوردار است و در روشهاي جديد ياددهي يادگيري به آن تاكيد مي شود.

شاید یکی از دلایل قانع کننده گنجاندن چند رسانه ای در کلاس درس شور و هیجانی است که این برنامه ها به وجود می آورند. امروزه يك CD مالتي مديا یا چند رسانه ای كه معرف خدمات و فعاليتهای یک مجموعه باشد از هر كتابچه، بروشور و يا كاتولوگ چاپی جذابیت و گیرایی بیشتری داشته، جزئیات و اطلاعات بهتری از فعالیتهای مجموعه ارائه داده و نیز هزينه كمتری را نیز در پی دارد. زیرا CDهای مالتي مديا فقط یکبار طراحی و تولید شده و با هزینه اندکی قابل تغییر است، در حالي كه تغيير نسخ چاپی مراحل متعدد و پر هزينه ای را در بر داشته و اکثرا موجب طراحی مجددا محصولات می گردد.

تاکنون مباحث زيادی برای از بین بردن دیوارهای مدرسه در بین نظریه پردازان آموزشی شکل گرفته است. عده ای دیوارهای مدرسه را محدود کننده دانش آموزان می دانند . معتقدند آموزش های رسمی باید خارج از دیوارهای مدرسه و در هر جایی در اختیار دانش آموزان قرار گیرد. این نظریه پردازان فناوری را کلید از بین بردن دیوارها می دانند. آن ها با تکیه به فناوریهای رایانهای و سیار و همچنین امکانات مکاتبه ای و رسانه های جمعی دیوارهای مدرسه را زاید و. مرزهای آموزش را بی انتها تصور می کنند. گروهی دیگر نگاهی معتدل تر به موضوع می اندازند. آن ها معتقدند که مدرسه باید از شکل حاضر خودا خارج شود ولی ماهیت خود را به عنوان یک سازمان رسمی از دست ندهد. دانش آموزان باید در چارچوب کلاس های رسمی ولی با فناوری مدرن بیاموزند. به این صورت نه تنها کلاس بلکه همه جای جامعه مکان یادگیری می شود. در این دیدگاه مدیریت متمرکز آموزشی همچنان وجود دارد و دانش آموزان ملزم هستند در کلاس های درس شرکت کنند. دیدگاه سوم که همان ديدگاه گذشته نگر يا سنتی است بر توسعه آموزش در کلاس های سنتی تأکيد می کند. مدرسه ها بايد تجهيز شوند و کلاس های درس استانداردهای لازم را داشته باشند. آنچه امروز بیشتر کشورها آن را پذیرفته اند دیدگاه دوم است. هیچ کس نمی تواند در مفید بودن مدرسه شک کند زیرا مدرسه جایگاهی است که انسان ها در آن مهم ترین نیاز خود یعنی زندگی اجتماعی رفع می کنند. ارتباط از طریق فناوری هرگز نمی تواند جای ارتباط رودر رو را بگیرد. تجربه تلفن سال ها پيش این موضوع را به اثبات رساند. انسان ها بايد با تمامی حواس خود با هم ارتباط برقرار کنند، شنیدن صدا، دیدن تصوير، دست دادن، و حتی در کنار هم قرار گرفتن برای ما انسان ها لذت بخش است

البته باید در نظر داشت که تکنولوژي آموزشي مانند تکنولوژي در هر يک از شاخه هاي علمي ديگرشامل دو جزء اصلي است:
1. جزء نرم افزاري (محتوايي)؛ شامل روشها، دستورالعملها، الگوها، راهبردها، طبقه بنديها و ...
2. جزء سخت افزاري؛شامل ابزار، وسايل، دستگاهها و رسانه هاي آموزشي.
در اين جا بخش سخت افزاري تکنولوژي آموزشي مورد بحث و بررسي قرار مي گيرد.
يادآوري اين مطلب نيز لازم است که رسانه هاي آموزشي به عوامل، وسايل يا ابزاري گفته مي شود که کل محتواي آموزش را به فراگيران منتقل مي کند ولي وسايل کمک آموزشي شامل آن دسته از اشياء ابزار و وسايلي است که تنها در بخشي از آموزش از آنها استفاده مي شود. و هر چقدر کاربرد اين وسايل غني تر باشد، امر ياددهي - يادگيري با سهولت بيشتري انجام مي شود.
تحقيقات نشان مي دهد که رسانه ها به صرف رسانه بودن تفاوتي با هم ندارند و يادگيري بيشتر تحت تأثير موضوعي است که آموزش داده مي شود نه وسيله. که از طريق آن آموزش ارائه مي گردد. همچنانکه پيشتر بدان اشاره شد اگرچه نتايج پژوهش ها در مورد مقايسه رسانه ها حاکي از اين است که تفاوت معني داي بين آنها نيست، با اين وجود بايد به اين نکته توجه داشت که هر موضوعي قابل ارائه با هر رسانه اي نيست. بدين معني که در مواردي، نوع آموزش (موضوع) و يا ويژگيهاي فراگيران، انتخاب نوع خاصي از رسانه را ايجاد مي کند.
رسانه هاي جديد، در صورتي که براي اولين بار به فراگيران ارائه شود، تنها به علت بديع، نو و ناآشنا بودن شاگرد با آن، علاقه او را جذب مي کند، ولي اين برانگيختگي در صورت عادت به يک رسانه شش تا هشت هفته است و بعد از اين مدت، فراگير نسبت به رسانه جديد رفتار خاصي از خود بروز نمي دهد .(فردانش،1372).

در اين بخش از مقاله ما به معرفي 4 نوع مدرسه كه در بيشتر مواقع ما به جاي يكديگر استفاده مي كنيم ، مي پردازيم و تفاوتهاي آنها رابيان مي كنيم . همچنين به طور مفصل در مورد مدارس چند رسلانه اي و امكانات مورد نياز اين مدارس و اهداف، برنامه و استراتژي آنها بحث مي كنيم. اين 4 نوع مدرسه عبارتند از : 1) مدارس چند رسانه اي 2) مدارس پروژه محور 3) مدارس مطلوب و 4 )مدارس هوشمند



جدول 1

گام اول: مدارس چند رسانه اي

«به کارگيري و بومي کردن فن آوري» جهت گيري اصلي در اين مدارس است و در بخش آموزش به طور خاص بر روي موضوع «طرح درس» و تا حدودي «تکاليف» سرمايه گذاري مي شود.

چشم انداز:

افزايش انگيزه و عمق يادگيري و ياد دهي
هدف
دانش آموز
علاقمندي بيش تر به درس، مدرسه و کلاس و در نتيجه ارتقاي علمي

معلم
تغيير نگرش از آموزش سنتي به سوي آموزش چند رسانه اي

ايجاد نگرش و آگاهي نسبت به فن آوري آموزشي

سیستم
دستيابي به سرعت و دقت بالا در اطلاعات وضعيت انضباطي و برنامه ريزي مدرسه و دانش آموزان

اولیا
آگاهي يافتن از فضاي تحصيلي دانش آموز و اقتضائات و الزامات آن

استراتژي
دانش آموز
يادگيري در محيط با نشاط و جذاب مدرسه، کلاس و درس

ايجاد ظرفيت فرهنگي استفاده از IT

معلم
نگاه چند رسانه اي به ماده ي درسي و موضوعات کتاب درسي

سیستم
ايجاد بانک هاي اطلاعاتي مورد نياز و به روز با امکان گزارش گيري و هشدار دهي

اولیا
آشنايي با پروژه ي مدارس هوشمند و تعاريف مدرسه ي چند رسانه اي

برنامه
دانش آموز
آموزش ديداري شنيداري کتاب درسي (بدون حذف کتاب)

معلم
تدريس با استفاده از محتواي الکترونيک چند رسانه اي



به کارگيري ابتکارات و خلاقيت هاي شخصي در امر تدريس

سیستم
نصب و به کار گيري سيستم اتوماسيون اداري مدرسه

اولیا
جلسات گروهي آموزش ICDL و معرفي پروژه ي SS






جدول 2

گام دوم: مدارس پروژه محور

«ارتقاي سطح و کيفيت آموزش» جهت گيري اصلي در اين مدارس است و در زمينه آموزش به طور خاص بر روي موضوع «تکاليف» و تا حدودي «ارزشيابي (مستمر)» سرمايه گذاري مي شود. همچنين پروژه هاي «همگرا» (با هدف رسيدن به جواب مورد نظر معلم از طريق پژوهش در بازه هاي زماني کوتاه) از مختصات خاص اين مدارس هستند.

چشم انداز:

آموزش از تدريس به سمت تحصيل سوق مي يابد.
هدف
دانش آموز
تلاش مضاعف و انجام فعاليت هاي علمي و عملي براي يادگيري

معلم
دوسويه دانستن آموزش و فعاليت بيش تر براي گرفتن بازخورد

سیستم
دستيابي به سرعت و دقت بالا در اطلاعات وضعيت آموزشي مدرسه و دانش آموزان

اولیا
همراهي با مدرسه در کنترل و هدايت تحصيلي دانش آموز

استراتژي
دانش آموز
انجام پروژه هاي همگرا

معلم
با هدف قرار دادن محتواي کتاب درسي، پروژه هاي همگرا تعريف و هدايت مي کند.

سیستم
ايجاد بانک هاي اطلاعاتي مورد نياز و به روز با امکان گزارش گيري و هشدار دهي

اولیا
درگير شدن با مسأله آموزش و پژوهش فرزندان از راه IT

برنامه
دانش آموز
علاقمند به انجام پروژه ي همگرا مي شود و به عنوان تمرين آن را انجام مي دهد.

با گزارش دهي از نحوه ي انجام پروژه ي همگرا، مورد ارزشيابي قرار مي گيرد.

معلم
تکاليف و تمارين پروژه اي همگرا در اولويت کاري است.

ارزشيابي مستمر و اطلاع رساني از طريق سيستم انجام مي شود.

سیستم
نصب و به کارگيري سيستم اتوماسيون آموزشي مدرسه

اولیا
ارائه گزارش هاي مناسب و مستمر از وضعيت برنامه ريزي، انضباطي و آموزشي مدرسه و دانش آموزان

تعريف وظيفه در انجام پروژه هاي همگرا




جدول 3

گام سوم: مدارس مطلوب

«ارتقاي سطح رشد معنوي و اجتماعي دانش آموز» جهت گيري اصلي در اين مدارس است و آموزش نحوه ي پيمودن مسير زندگي و به عمل در آوردن دانسته ها مورد تأکيد قرار مي گيرد. همچنين پروژه هاي «واگرا» (با هدف آموزش فرايند انجام پژوهش و رسيدن به جواب مسائل با نظارت معلم در بازه هاي زماني بلند بدون تأکيد خاص بر روي نتيجه) از مختصات خاص اين مدارس هستند.

چشم انداز:

فارغ التحصيلان مطلوب علمي و عملي به جامعه تحويل مي دهد.
هدف
دانش آموز
دانايي را به توانايي پيوند مي دهد.

معلم
توانمند کردن دانش آموزان در به کارگيري علم و به دست آوردن آن

سیستم
دستيابي به سرعت و دقت بالا در اطلاعات وضعيت رفتاري و اخلاقي دانش آموزان

اولیا
همکاري در اجراي تصميمات و برنامه هاي آموزشي و پرورشي مدرسه (به جاي مداخله)

استراتژي
دانش آموز
انجام پروژه هاي واگرا

معلم
با هدف آموزش پيمودن مسير (متناسب با کتاب درسي) پروژه ي واگرا تعريف و هدايت مي کند.

سیستم
ايجاد بانک هاي اطلاعات مورد نياز و به روز با امکان گزارش گيري و هشدار دهي

اولیا
ايجاد ارتباط سريع و آسان دوسويه ي الکترونيک با مدرسه در جهت رشد دانش آموز

برنامه
دانش آموز
در فرايند انجام پروژه ي واگرا توانايي به کار بستن دانش را به دست مي آورد.

ارايه ي نتايج و دفاع از دستاوردهاي پژوهش در پايان کار، مورد تأکيد است.

معلم
برنامه اي براي هدايت و نظارت مستمر پروژه واگرا دارد.

در موردکيفيت فرايند انجام پروژه ي واگرا ارزشيابي مي کند.

توان و قابليت کارگروهي دانش آموزان را ارزشيابي مي کند.

سیستم
نصب و به کار گيري سيستم اتوماسيون پرورشي مدرسه

اولیا
ارائه ي گزارش هاي مناسب و مستمر از وضعيت رفتاري و اخلاقي دانش آموزان

تشکيل گروه هاي همياري و همفکري اوليا و مربيان

تعريف وظيفه براي اوليا در پروژه هاي واگرا






جدول 4

گام چهارم: مدارس هوشمند

«ارائه ي آموزش متناسب هر فرد» جهت گيري اصلي در اين مدارس است. لذا داشتن استقلال کامل مديريتي مدارس و استقلال آموزشي معلمان دروس، بديهي است.

چشم انداز:

در فرايند رشد، به تفاوت استعداد و توانايي دانش آموز توجه مي شود.
هدف
دانش آموز
توسعه ي همه جانبه ي توانايي هاي فردي و ارتقاي قابليت هاي اجتماعي

معلم
شناسايي و پرورش استعدادها و توانيي هاي خاص هر دانش آموز

سیستم
تعريف و توسعه ي شاخص هاي منعطف ارزيابي عملکرد در کليه ي زمينه هاي پيشين

اولیا
تصميم سازي و مشارکت در تصميم گيري با مدرسه

استراتژي
دانش آموز
تعريف و اجراي پروژه هاي همگرا و واگرا

معلم
فراهم کردن انواع شيوه هاي آموزشي براي استعداد ها و گرايش هاي مختلف

تعريف پروژه هاي همگرا و واگرا متناسب با کلاس و دانش آموز

سیستم
ايجاد سيستم هوش مصنوعي جهت توليد و توسعه ي شاخص هاي ارزيابي عملکرد

اولیا
توسعه ي ابزارهاي نظارتي و مشورتي الکترونيک در رابطه با فعاليت هاي مدرسه

برنامه
دانش آموز
کارگروهي مستمر با نظارت مشاور

معلم
شناسايي علايق و استعدادهاي واقعي دانش آموزان

برنامه ريزي نفر به نفر با نظارت مشاوران و اوليا براي رشد دانش آموز

سیستم
نصب و به کارگيري برنامه ي جامع MIS مدرسه ي هوشمند

اولیا
عهده دار بخشي از برنامه ي آموزشي در مدرسه هستند.

عهده دار بخشي از برنامه ي تربيتي در مدرسه هستند.


گام اول، تبديل مدارس کنوني به مدارس چند رسانه اي

در ادامه قصد داريم به تشريح مرحله اول از اين تحول بزرگ و آرماني بپردازيم. مرحله اي که اکنون قدم در آن گذاشته ايم و امروز با روش هاي اجرايي و مشکلات آن روبرو شده ايم.

نيازهاي مدارس چندرسانه اي

نيازهاي ما در تبديل مدارس کنوني به مدارس چند رسانه اي در اين مرحله به دو دسته ي کلي تقسيم مي شود:

1- دسترسي آسان و متنوع به منابع ياد دهي - يادگيري

- تجهيزات فيزيکي مانند کلاس درس، آزمايشگاه يا کارگاه: فضاي آموزشي مدارس و کلاس ها بايد قابليت آموزش چندرسانه اي را داشته باشد. زيرا در اين نوع از آموزش، دسترسي و در اختيار گذاشتن اطلاعات و مواد آموزشي متنوع از اولويت برخوردار است.

تجهيزات ياد دهي – يادگيري شامل سخت افزار و نرم افزار: از الزامات ديگر طراحي، ايجاد و بهينه سازي شبکه داخلي مدارس با نصب و به روزآوري سخت افزارها و نصب نرم افزارهاي کارآمد و مناسب جهت مديريت کلاس ها و شبکه ي مدرسه مي باشد. همچنين تجهيز آزمايشگاه ها و کارگاه هاي مدرسه متناسب با نيازهاي درسي از نيازهاي تبديل مدارس کنوني به مدارس چندرسانه اي محسوب مي شود.

2- گوناگوني مواد آموزشي

- مواد آموزشي معمولي: ما به کتاب ها، فرهنگ ها، دايره المعارف ها و منابع بيشتري براي اقناع و علاقمند کردن دانش آموز و همچنين گسترش دايره ي معلومات و علاقمندي هاي او نياز داريم.

- مواد آموزشي چند رسانه اي: علاوه بر مواد آموزشي معمولي، ما به ميزان فزاينده اي نياز به محتواي آموزشي چندرسانه اي براي ايجادجذابيت و تأثيرگذاري بيش تر در کلاس دارس داريم.

- مواد آموزشي شبکه اي: براي مديريت مدرسه و کلاس هاي درس به مواد آموزشي شبکه اي که قابليت گسترش و دسترسي هم زمان از چندين نقطه ي مختلف را داشته باشند احتياج داريم. همچنين براي ايجاد ارتباط بيشتر ميان ارکان آموزش در مدرسه استفاده از شبکه اجتناب ناپذير است.

راه حل هاي ممکن براي برآوردن نيازهاي مدارس چندرسانه اي براي برطرف نمودن شايسته، بهينه و مطمئن نيازهاي مدارس چندرسانه اي راه حل هاي فراواني را در رده هاي مختلف مي توان ارائه داد. مختصري از اين ايده هاي امتحان شده و در حال آزمايش به اين شرح است:

1- کلاس هاي درس

- درس نامه چند رسانه اي: در مدارس چندرسانه اي علاوه بر مواد آموزشي معمولي، معلم از مواد آموزشي چندرسانه اي شامل فيلم، عکس، صدا، اسلايد و ... استفاده مي کند تا کيفيت و ماندگاري آموزش را ارتقا بخشد. استفاده از فرآورده هاي چندرسانه اي سه ويژگي ممتاز و برجسته دارد: ايجاد محيطي جذاب و دلنشين براي تدريس، کاهش زمان مورد نياز براي تدريس مباحث مختلف، ماندگاري بلند مدت مطالب آموزش داده شده تا 20 سال (در مقابل 6 ماه ماندگاري روش هاي شنيداري و سخنراني). ابزار معلم، نرم افزاري است که مجموعه اي از فايل هاي چندرسانه اي را به همراه اطلاعات مکمل، به گونه ي در اختيار معلم قرار مي دهد تا در هنگام تدريس به راحتي از آن استفاده نمايد.

- نرم افزار ارائه مطالب براي معلم

نرم افزارهاي مديريت شبکه هاي کلاسي، براي معلم امکان ارائه ي مطلب و درس را از طريق رايانه فراهم مي کنند.

- ابزارهاي همياري مانند پست الکترونيک و نرم افزارهاي گروهي

همچنين پست الکترونيک و ابزارهايي از اين قبيل امکان تعامل سريع و کامل را (حتي از راه دور) براي معلمني و دانش آموزان ايجاد مي کنند.

2- کتابخانه و مرکز چند رسانه اي

- پايگاه متمرکز درس افزارهاي چند رسانه اي : در مدارس چند رسانه اي مي بايست امکان دسترسي معلم و دانش آموز به درس افزارهاي چند رسانه اي به سادگي فراهم باشد.

- منابع شبکه اي (اينترنت): همچنين ايجاد دسترسي به اينترنت به عنوان بزرگ ترين شبکه ي جهاني داد و ستد اطلاعات و آموزش نحوه ي استفاده از آن و مخاطرات و فرصت هاي اين پديده ي جهاني (براي اوليا، معلمين و دانش آموزان) بايد در برنامه ي کاري مدارس قرار گيرد.

3- کارگاه رايانه

- تدريس رايانه: آموزش فراگير رايانه براي همه ي ارکان آموزش در مدرسه ي چندرسانه اي و در سطوح مختلف از مقدمات امر است.

- تجهيزات چند رسانه اي آماده و در دسترس : مدارس و کلاس هاي درس فعلي مي بايست به شکل شايسته اي جهت پياده سازي و برآورده کردن اهداف مرحله ي چندرسانه‌اي تغيير ساختاري و فيزيکي يابد. براي اين کار دو مدل امتحان شده در پيش رو داريم: الف) تغيير ساختار فيزيکي کلاس هاي درس به صورت کلاس هاي چند رسانه اي و طراحي و استقرار ميزهاي جديد گروهي دانش آموزان در کلاس ب) تغيير ساختار کارگاه رايانه ي مدارس براي استفاده ي کلاسي متعارف همه ي معلمان

۴- واحد اداري

- مديريت پايگاه اطلاعات دانش آموزي و آرشيوها : نرم افزارهاي اداري متناسب با مدرسه ي چندرسانه اي امکان نگهداري و مديريت کليه ي اطلاعات مربوط به دانش آموزان و کادر مدرسه را داراست و در زمان لازم مي تواند اکثر خدمات مورد نياز پرسنل را ارائه نمايد.

- پيگيري ها :از جمله قابليت هاي اين نرم افزارها امکان پيگيري امور تا حصول نتيجه است. مثلا پيگيري عملکرد دانش آموز و معلم در کلاسي خاص و بازه ي زماني مشخص با توجه به اطلاعات موردي وارد شده به سيستم و گزارش هاي متنوع گرفته شده از آن ممکن است.

- انتشار اطلاعات و اعلانات :همچنين اطلاع رساني، نظرسنجي و فضا سازي در مورد کليه ي برنامه هاي يک مدرسه ي معمولي، در مدرسه ي چند رسانه اي با به کار گيري نرم افزارهاي مديريت اداري (اتوماسيون) قابل اجراست.

5- اتاق سرور

- سرور سايت مرکزي Application Servers , Management Data Server: با نصب و راه اندازي سخت افزارهاي لازم براي ايجاد شبکه ي داخلي مدرسه و قراردادن نرم افزارهاي لازم جهت مديريت شبکه‌ي کلاس ها و انجام تنظيمات مورد نياز، ضمن رعايت معيارهاي امنيت شبکه مي توان تا حد زيادي نسبت به اجرا و کارکرد ساختار چندرسانه اي مدرسه اطمينان داشت.

با اميد آن که با گسترش و اجرايي شدن طرح مدارس چندرسانه اي در سراسر کشور، شاهد حرکت سريع و پويا به سمت هوشمند شدن واقعي آموزش در ايران عزيزمان باشيم. کيفيت واقعي آموزش زماني محقق مي شود که بتوانيم هر دانش آموز را به آن نسبت که توانايي، استعداد و علاقه دارد به سمت بهترين مسير و جهت در زندگي هدايت کنيم. آموزش و پرورش ما بايد از روزمرگي خارج شود تا دغدغه‌هاي والاي تربيتي، مجال به عرصه عمل درآمدن پيدا کنند.

(در تدوين مطلب بالا از سند توسعه ي مدارس هوشمند مالزي و همچنين تجارب به دست آمده در اولين دبيرستان هوشمند ايران، دبيرستان هوشمند شهيد عليرضا آقايي، استفاده شده است.)

نتيجه گيري
صرف استفاده از چند رسانه اي يا هر فناوري ديگر در كلاس درس مهم نيست بلكه نحوه ي استفاده از اين وسايل مهم است اگر ما از بهترين ابزار آموزشي استفاده كنيم اما شاگردان همان نقش منفعل خود را داشته باشند چيز جديدي به دست نياورده ايم بلكه به آموزش قديمي خود شكل ديگري داده ايم .چند رسانه اي وارد آموزش ما شده است و ما بايد به دنبال استفاده بهينه از اين فناوري باشيم .به همين منظور بايد در انتخاب طراحي و ارزشييابي چند رسانه ها از نظر متخصصان درس مورد نظر، تكنولوژي آموزشي، روانشناسي تربيتي و طراحان كامپيوتري استفاده كنيم تا هم به محتواي ما توجه شود و هم برنامه فرد را در جريان يادگيري فعال سازد(برنامه جذابيت لازم را داشته باشد.) و در واقع متناسب با رشد فرد باشد . اگر بخواهيم كارآمدي و اثربخشي روش هاي تدريس قديمي و ايستا، نوين و پويا را با يادگيري الكترونيكي و آموزش هاي مجازي مقايسه كنيم، مي توانيم بگوييم كه :

- در كلاس هاي سنتي و به شيوه تدريس قديمي، ما مي نشينيم، گوش مي دهيم، حفظ مي كنيم وپس از مدتي از يادمان مي رود.
- در كلاس هاي پويا و به شيوه تدريس فعال، ما تعامل داريم، صحبت مي كنيم، ياد مي گيريم و چون ما با آن درگير بوده ايم تامدت زمان طولاني در ذهن و عمل ما تاثير مي گذارد.

همچنين بايد به بحث زير ساختها و امكانات مدارس نيز توجه شود.

غلط های مشهور املایی و دستوری زبان فارسی

غلط های مشهور املایی و دستوری زبان فارسی

ادامه نوشته

درمان مشکلات ریاضی دانش آموزان مقطع ابتدایی

درمان مشکلات ریاضی دانش آموزان مقطع ابتدایی

ادامه نوشته